هلم نده - غضنفر داشت تو خیابون راه میرفت يهو شنید یه دختره داره دعا میکنه و به خدا میگه: خدایا یه شوهر خوشگل برای من بفرست ، غضنفر میره طرف خانومه و داد میزنه: وای وای خدایا هلم نده د
نترس - غضنفر به رفيقش ميگه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ غضنفر ميگه آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
اتوبوس - غضنفر ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني هزار تومن وسط هشتصد تومن رو بوفه پانصد تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي سيصد تومن! غضنفر يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه سيصد تومن ميده و بسمالله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، رانندهه ميبينه غضنفر هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه: نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره سيصد تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره غضنفر نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. غضنفر ميگه: خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم
ذروازه بان - به غضنفر میگن میدونی چرا زنبورها گل میخورن؟ !میگه خوب معلومه ، لابد دروازه بانشون خوب نیست
سربازی - به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
حمام - غضنفر ميره حمام آب داغ بوده با نعلبکي دوش مي گيره
دارو- دکتر از غضنفر می پرسه اين همه قاشق در شکم تو چه کار می کنه؟ غضنفر ميگه: دکتر جان الهي من فدات شم خودتان گفتين روزی يک قاشق بخور
يک کوری در خيابان يک رنده پيدا می کنه ، دستشو روی رنده می کشه و با خودش می گويد که اين چرت و پرتها چيه نوشتن
از غضنفر ميپرسن ساعت داري؟ ميگه ساعت چيه آدم بايد غيرت داشته باشه